مروری بر پارچه مخمل

مهناز طالبی

چکيده

در اين مقاله کوششي هدفمند براي بررسي يکي از محصولات نساجي به نام مخمل پرداخته شده است، در متون تاريخي که به عنوان يک محصول لوکس و از مجلل‌ترين منسوجات بوده وامروزه نيزبا پيشرفت تکنولوژي نمونه هاي مدرني از آن به‌عنوان شبه مخمل توليد شده است، با توجه به محدود بودن توليد اين محصول، روش‌هاي کاربردي و پروسه بافت و رنگرزي آن نيز محدود است. مخمل،پارچه‌اي ابريشمي يا پنبه اي ويا ريون ريز بافتي است، با پرزهاي کوتاه که از طريق بردن نخ‌هاي تار روي پود و بريدن حلقه هاي حاصله درست مي‌شود. امروز با درست شدن الياف مصنوعي همچون اکريليک و پلي استر و…، مخمل هايي از اين جنس نيز توليدشده است. درصنعت مد و پوشاک به دليل سياست تنوع در محصول، استفاده از مخمل جايگاه خود را دارد. از اين پارچه براي لباس هاي مردانه و زنانه،کت و دامن، لباس شب، پرده و مبلمان استفاده مي‌شود. استفاده از رنگ در مخمل نقش بسازايي را در نمود و جلوه آن ايفا مي‌كند.تلالو وشفافيت رنگ ويا مات بودن کاملا بر ويژگي کاربردي مخمل نقش دارد. رنگرزي مخمل بسته به نوع وجنس الياف آن متفاوت است. همچنينمي‌توانددر مراحل مختلف توليد اعم از الياف-نخ و پارچه رنگ پذير باشد.اين مقاله به روش بررسي و تحقيق نگارش شده است.

کلمات کليدي:،مخمل، رنگرزي مخمل، محصول لوکس نساجي، تار و پود و خواب

مقدمه

مخمل يکي از محصولات لوکس و مجلل صنعت نساجي است که از قديم مورد پسند طبقات مرفه جامعه بوده است، از گذشته تا کنون به واسطه پيشرفت‌هاي صنايع نساجي، اين محصول نيز انواع مختلفي پيدا کرده‌است که هرکدام ويژگي‌هاي مخصوص به خود را دارند. امروزه به لطف مواد بشرساخت، محصولاتي مشابه مخمل نيز توليد مي‌شود که ازنظر نما و شکل ظاهري مخمل است ولي خواص مخمل را ندارد. البته اکثر شبه مخمل‌ها در امور تزئينات و يا بسته‌بندي مصرف مي‌شوند. پروسه رنگرزي مخمل ¬شبيه به ديگر منسوجات است با اين تفاوت که بدليل حساس بودن پرزهاي خاب با احتياط بيشتري در ماشين آلات رنگرزي با آن برخورد مي‌شود.تکميل مخمل داراي پروسه خاصي است که اين مسئله نيز بسته به الياف مورد استفاده درمخمل وهمچنين به روش بافت آن متغير است. هدف از بررسي مخمل و مروري بر تاريخچه مخمل‌بافيونيز بررسي روش‌هاي توليد آن درقديم،اين است که بتوان شکوه و جلال مخمل را مجددا به اين منسوج زيبا بازگرداند.

مخمل چيست؟

چنانکه در متون تاريخي و جغرافيايي به نوعي پارچه به نام «کمخا» اشاره شده که با در نظر گرفتن معناي آن همان پارچه مخمل مي‌باشد. در لغت نامه دهخدا در مورد کمخا چنين آمده‌است: «کمخا پارچه منقشي را گويند که به الوان مختلف بافته باشند و مخفف کم خواب است.» از اين رو مشخص مي‌شود که اين پارچه کم خواب است و خواب داشتن مخصوص پارچه مخمل است که پرزهاي آن به يک طرف خواب دارند.

مخمل پارچه‌اي است ابريشمي ، که روي آن کرک‌دار و پوشيده از پرزهاي کوتاه و چيده‌شده و براق و صاف و نرم است و پشتش ساده بافتمي‌باشد. ممکن است تار و پود و پرز همه از ابريشم باشند و يا اين که فقط پرزهاي آن ابريشمي و تار و پود که بافت زمينه را تشکيل مي‌دهد، پنبه اي و يا کتاني باشد. (در اصل پرزها از جنس ابريشم هستند اما امروزه از پنبه و الياف مصنوعي براي پرز استفاده مي‌کنند.) پرزها به تار پارچه زده مي‌شوند.

از اين پارچه براي لباس هاي مردانه و زنانه ، کت و دامن ، لباس شب ، پرده ، مبلمان استفاده مي‌شود.

مشخصه پارچه مخمل، روش بافت آن است :

  • پارچه را به صورت دولا مي‌بافند به طوري که روي هر دو پارچه روبروي هم و نخ پرز تار بين هر دو پارچه قرار گيرد. نخ پرزها با تيغه چاقويي که داراي حرکات متناوب است و پس و پيش مي‌رود ، بر روي دستگاه بافندگي چيده شده و دولايه پارچه مخمل از يکديگر جدا مي‌شوند.
  • پرزهاي تار بر روي سيم هاي جدا کننده بالا مي‌آيد و به همان روش ،پودگذاري در جاي خود گذارده مي‌شوند و سپس در حالي که سيم ها به عقب کشيده مي‌شوند ، پرزهاي تار بريده مي‌شوند.

 

شکل-۱-قطعه مخمل ابريشمي ؛ آغاز قرن ۱۷ ميلادي ؛ ايران

تاريخچه مخمل بافي

تاريخ واقعي مخمل‌بافي در پرده ابهام است. قديمي‌ترين مخمل ايراني شناخته شده در موزه هنرهاي تزئيني پاريس است وکارشناسان، زمان يافت آن را از سده دوازدهم يا پانزدهم ميلادي معين کرده اند،اين پارچه نفيس در قرن شانزدهم از جمله صادرات مهم ايران به شمار مي‌رفته است.برخي محقّقين،آغاز پيدايش مخمل را به قرون اوليه اسلامي نسبت مي‌دهند. برخي نيز معتقدندمخمل‌بافي کم و بيش در يک زمان در ايران و چين و ايتاليا تکامل يافت (قرن يازدهم هـ.ق). از مراکز عمده مخمل‌بافي در ايران در سده‌هاي گذشته مي توان به کاشان، يزد، اصفهان، تبريز، مشهد و هرات اشاره کرد که يزد از نظر توليد مخمل بر همه پيشي داشته‌است.

به طور کلي مي توان گفت طراحي پارچه در ايران در دوره سلجوقي جنبه ظرافت هنري پيدا کرده‌است، زيرا با عوامل سنتي نقاشي ايران درآميخته، ضمن اين که در دوره مغول با هنر نقاشي چيني و در دوره صفوي با ذوق هنرمندان ايراني تلطيف شد و شاهکارهايي بي نظيري را به وجود آورد. نفيس‌ترين پاره دستبافت ايراني که علت تمايز آن با ساير دست بافت ها در طرح زيبا و رنگارنگ، مواد مرغوب و پيچيدگي در روش بافت است، مخمل بوده‌است.

 

-در دوره ايلخانيان(از ۱۲۵۸ تا ۱۳۳۶ ميلادي) مرکز تهيه کمخا شهر نيشابور بود. چنانکه «ابن بطوطه» به آن اشاره کرده است، اين پارچه به هندوستان صادر مي‌گرديده.

-در دوره تيموريان (از ۱۳۶۹ تا ۱۵۰۰ ميلادي) پارچه‌هاي مخمل به صورت مخمل پرزدار و مخمل کم پرز توليد مي‌شد و بافتن انواع پارچه‌هاي مخمل عالي رواج داشته است. اين صنعت در اين دوره به شهرهايي مثل اصفهان و تبريز وارد شده و رونق گرفته است. ورود مخمل بافي به حوزه ي شهرستان کاشان کنوني را از اين دوره مي‌دانند.

-در دوره صفويان (۱۵۰۳ تا ۱۷۳۶ ميلادي) در اصفهان کارگاه‌هاي مخمل بافي بسياري تاسيس شد و استادان ماهري در اين صنعت تربيت شدند. از اين جمله «غياث الدين نقش بند» است که اهل يزد بود و توانست با هنر خود به دربار صفوي نيز راه يابد. در اين دوره مخمل‌هايمنقوش با پُرز يکدست و گاه مخمل برجسته با تار و پودي از طلا و نقره بافته مي‌شد. مخمل بافي نيز در كنار ديگر صنايع نساجي در اين دوره بيش از پيش شکوفا شد و پيشرفت‌هاي چشمگيري در نوع بافت، رنگ‌آميزي و طرح و نقش آن بوجود آمد. شکل-۱-يک قطعه مخمل ابريشمي منقوش مربوط به آغاز قرن ۱۷ ميلادي  ايران را نشان مي‌دهد.

از آنجايي که پارچه مخمل داراي انواع مختلف بوده و به لحاظ طرح و نقشه بسيار متنوع مي‌باشد، لذا با گسترش اين هنر در جامعه از مخمل در البسه و ديگر لوازم زندگي مانند لباس عروس ، روتختي ، سجاده، کت و عبا، پرده و رويه مبل و صندلي استفاده گرديده. در زمان صفوي مخمل‌هاي منقوش بسيار با ارزش و گرانبهايي توليد شد که بيشتر آنها به عنوان هداياي پادشاهان صفوي براي پادشاهان اروپا فرستاده مي‌شد. شکل -۲-يک کلاه شکار جنس: مخمل، نخ نقره، چرم؛ ساخته شده در ايران مربوط به قرن ۱۷۰۰ ميلادي است

در دوره قاجار (از ۱۷۷۹ تا ۱۹۵۲ ميلادي) مخمل‌هايابريشمي ممتازي در کاشان و آران و بيدگل توليد مي‌شد که به آن «حسين قلي خاني» گفته مي‌شد. مخمل ايراني از بهترين پارچه‌هاي آن زمان بود و هم اکنون نمونه هاي آن در موزه هاي سراسر جهان يافت مي‌شود.شکل-۳-کت مخمل زنانه مربوط به دوره قاجار را نشان مي‌دهد. در اين دوره ۴۲ نوع پارچه از جمله زربافت، مخمل، اطلس و حريردرکاشان توليد مي‌شد.

 

مخمل نيز به سرنوشت ديگر پارچه‌هاي سنتي ايران دچارشد و به اسارت ماشين و دستگاه‌هاي اتوماتيک درآمد. امروزه خبري از کارگاه‌هاي مخمل بافي نيست و به ندرت مي توان در خاطرات مردان و زنان کهنسال خاطره‌اي از آن يافت.

از آخرين هنرمندان وبازماندگان مخمل بافي سنتي، سيد خليل ياالله است. ايشان پس از۳۰ سال کار در کارخانجات مخمل کاشان وسالها کار مخمل‌بافي بصورت سنتي، درحال حاضر در پژوهشکده هنرهاي سنتي به بافت مخمل سنتي مشغول است.

انواع مخمل در قديم

پارچه مخمل از لحاظ نوع خواب، دو نوع است:

  • مخمل يک رو
  • مخمل دو رو يا دو طرف خواب که هر دو طرف آن پرزدار است.

به طور کلي دو نوع مخمل از لحاظ بافت وجود دارد:

  • مخمل برجسته : در کارگاه هاي خاصي توليد مي‌شود و زمينه اي مثل گليم و بخشي برجسته مثل فرش دارد و قسمتي از آن پرزدار و قسمتي ديگر ساده بافته‌مي‌شود.
  • مخمل ساده : مخمل ساده نيز سراسر داراي پرز است.

از لحاظ نقش نيز مخمل داراي دو نوع است:

  • يکي مانند فرش نقش کشيده شود و بافنده طبق نقشه آن را مي بافد، مانند نقوش انساني، هندسي، اسليمي، خطاطي و مناظر طبيعت
  • ديگري با ابزار ساده‌اي به نام مشته بر روي مخمل ساده نقوش هندسي، مانند نيم دايره يا تمام دايره يا شبيه به آن ايجاد مي‌کنند.

بافت مخمل به دو روش مخمل ساده و مخمل نقش برجسته از طريق دستگاه نساجي انجام مي‌شود. هنرمندان براي توليد اين پارچه از ابريشم طبيعي استفاده كرده و نقش هاي اصيل و سنتي به وجود مي‌آورند. در بافت مخمل، تار يا چله به كار رفته كه توليد پرز يا نقش مي كند و همينطور چنانچه پارچه مخمل داراي نقوش برجسته باشد، از ارزش بالاتري برخوردار است.

انواع مخمل‌هاي متداول عبارتند از: مخمل کبريتي، مخمل بقيرا، مخمل پاني، مخمل پودي يا نخي، مخمل کراش، مخمل گلدار و مخمل نکري.

 

مخمل بقيرا- نوعي از مخمل است که پرزهاي آن بريده نشده و نرم و زمينه بافت آن کمي خشن و هر دو يک رنگ است. روي پارچه رابه رزين سنتيک و يامواد شيميايي ديگرتکميل مي‌کنند و به پرزها قابليت ارتجاعي و جهندگي مي‌دهند. از اين نوع مخمل براي لباس شب و اشارپ (سالي براي پيچيدن دور شانه ها ) استفاده مي‌شود.

 

مخمل پاني-پاني از واژه اي فرانسوي به معني پلوش (پرز) مشتق شده است. مخملي سبک با سطحي براق و شفاف است که پرزها صاف و در يک جهت قرار مي‌گيرند و با غلتک هاي سنگين کوبيده مي‌شود. اين پارچه داراي قابليت کشساني نيز مي‌باشد. امروزه آن را با طرح هاي چاپي و يا با رنگ ساده توليد مي‌کنند.

در اصل زمينه پارچه از ابريشم و پرزها از پشم بوده است که امروزه از ريون نيز استفاده مي‌شود. اين پارچه تا قرون وسطي بسيار معروف بوده و بهترين نوع آن در ايتاليا و (بعد از مدتي) در فرانسه توليد مي‌شود. در سال ۱۶۶۷ ميلادي، پاريس مرکز توليد مخمل پاني بوده است. از اين پارچه براي لباس شب و نيز کلاه خانم ها استفاده مي‌شود.

 

مخمل پودي (نخي)- اين نوع مخمل از پنبه يا الياف مصنوعي تهيه مي‌شود و مانند مخمل کبريتي داراي پرزهاي بريده شده و کوتاه است که تمام سطح پارچه را به طور کامل مي‌پوشاند. بافت زمينه ممکن است تافته باشد. مخمل نخي و ابريشمي نه تنها در الياف ، بلکه در ساختمان بافت نيز با يکديگر متفاوتند. براي مخمل ابريشمي پرزها بر تار و براي مخمل نخي پرزها بر پود زده مي‌شوند. در طول جنگ جهاني دوم که تقاضا براي مخمل ابريشمي زياد گرديد، مخمل نخي را با الياف پنبه در دستگاه هاي بافندگي مخمل ابريشمي و با روش سيم هاي جدا کننده توليد کردند که اين نوع مخمل نخي در واقع با مخمل‌هاي پودي نخي کاملا متفاوت است. نخ هاي پود از نوع شانه شده و با پيچ و تاب کم است که نرمي خاصي به آن مي‌دهد و معمولا از استايپل بلند پنبه تهيه مي‌شوند.

مخمل نخي و کبريتي در ترتيب موج زدن و قرار گرفتن پرزهاي پودي متفاوتند؛ به طوري که پراکندگي پرزهاي پودي تا آنجا که ممکن است منظم مي‌گردد و بايد در يک گروه از نخ هاي تار که از راه راه عمودي با پرز چيده، تشکيل و بافته مي‌شود قرار گيرد.

 

مخمل کبريتي- نام اين پارچه احتمالا از واژه فرانسوي Cordeduroi به معني طناب پادشاه گرفته‌شده است. بافت آن راه راه ( باريک يا پهن ) شبيه به کبريت است. پارچه‌اي محکم و بادوام است ، زمينه بافت آن از نخ پنبه (مي تواند از نوع تافته نيز باشد) و خطوط عمودي آن از پرزهاي چيده شده‌استکه به وسيله سيستم اضافي نخ‌هاي پود تشکيل مي‌شود. پرزها معمولا پنبه‌ايست، گرچه در بعضي مواقع از الياف مصنوعي نيز استفاده مي‌شود. از اين پارچه براي لباس بچه ها، کت دامن و شلوار استفاده مي‌شود.

 

مخمل کراش- در اين نوع مخمل پرزها در يک يا چند جهت به صورت صاف پرس مي‌شوند تا ظاهري با درخشندگي غير ثابت به پارچه بدهند.

 

مخمل گلدار- اين پارچه داراي خطوط راه راه با حالتي ابريشمي است و براي لباس بچه ها و لباس‌هاي مهماني مورد استفاده قرار مي‌گيرد.

 

مخمل نکري- در اين نوع مخمل زمينه با يک رنگ و پرزها با رنگي ديگر بافته‌مي‌شوند و ظاهري قوس و قزحي به پارچه مي‌بخشند. در زمان ناصرالدين شاه قاجار، بانوان از اين پارچه براي دوخت شليته استفاده مي‌کردند.

مخمل‌هاي توليد شده امروزي بسته به روش توليد به بخش‌هاي زير تقسيم مي‌شوند:

 مخمل تاري پودي Weaving

ازمعروف‌ترين تکنولوژي‌هاي بافت اين نوع مخمل، از سه چله استفاده مي‌شود؛ دو چله بعنوان تار و يک چله بعنوان خواب بکار مي‌رود. درهنگام بافت دو لايه مخمل پس از هر رج پود گذاري، يک رديف نخ از چله دوم درميان دو چله بافت قرار مي‌گيرد، پس از اتمام بافت يک تيغ، پرز را از وسط جدا کرده و دو رول مخمل از يک ماشين مخمل بافت خارج مي‌شود(فيس تو فيس).

در تکنولوژي ديگر اين نوع مخمل، روش تک‌بافت نيز وجود دارد. يعني پارچه بصورت يک‌رو بافت مي‌شود و خواب پرز بر روي يک بستر زده مي‌شود. شبيه به تکنولوژي بافت حوله.

در بافت اين نوع مخمل‌ها دو مدل گره خاب وجود دارد:

V

-نخ‌هايي با ضريب اصطکاک بالا اين مدل گره خاب را دارند، مانند: پنبه ،پشم ..(الياف طبيعي) معمولا به مخمل ونوس معروف هستند، درگيري الياف آنها بالاست، درصورتيکه عمليات رنگرزي بر روي اين پارچه انجام شود درهمرفتگي و استحکام بيشتر مي‌شود.

W

– اين مدل گره خاب براي الياف مصنوعي که ضريب اصطکاک کمتري دارند، در نظر گرفته شده‌استتا درگيري را بيشتر کند و حتي براي استحکام بيشتر در پشت برخي ازاين مخمل‌ها از چسب لاتکس استفاده مي‌شود.

مخمل حلقوي :Knitting

تکنولوژي اين نوع بافت با استفاده از تکنيک اتصالات حلقه هاست، بسته به روش اتصال حلقه ها به دو گروه تبديل مي‌شود:

الف- مخمل حلقوي تاري: اين نوع مخمل به دو گروه مخمل مجعد و مخمل بريده يا دو پارچه‌اي تقسيم مي‌شود:

مخمل مجعد: روي آن مانند پارچه حوله اي برجستگي‌هاي گره‌اي داشته و يا به عبارت ديگر شامل نخ‌هاي مجعد و يا بوکله اي  مي‌باشد که از نرمي و جلاي خاصي برخوردارنبوده و رنگي مات دارد.

مخمل بريده : سطح روي آن از پرزهاي مقطع کوتاه که ارتفاع آنها مساوي يکديگرند پوشيده‌شده و داراي رنگهاي براق و شفاف است.

 

ب – مخمل حلقوي پودي (گردبافت):

پارچه‌اي که پود آن، هم زمينه مخمل را بافته و هم در قسمت‌هاي مواج خود،کرک مخمل را بوجود مي آورد. در نتيجه، قسمت‌هاي مواج پود، بعدا از وسط بريده شده و تشکيل پرز مي‌دهد، مخمل پودي با يک نوع تار و برچسب نقشه با يک يا چند پود کار مي‌كند.

الف- درصورتي که با يک پود بافته شود در قسمتي از پود نقشه زمينه را بافته و در جهت امتداد خود در نقاطي که مواج مي‌شود(پس از برش) اثر پرز مخمل را ايجاد مي‌كند.

ب- چنانچه با دو پود يا بيشتر بافته شود، يکي از پودها زمينه و ديگري که مواج است،کرک مخمل را مي بافد.

مخمل پودي برحسب ترسيم نقشه ،بردو نوع است:

۱)نقشه صاف: براي زمينه نقشه‌هاي صاف، از نقشه تافته استفاده مي‌شود.

۲)نقشه متقاطع: براي ترسيم زمينه نقشه‌هاي متقاطع، سرژه سه و چهار مورد استفاده قرار مي‌گيرد.

* مخمل مصنوعي: شبه مخملي است  که بوسيله چاپ کردن روي پارچه‌هاي ساده بوجود مي آيد واصطلاحا در بازار به پارچه مخملي معروف شده است. دراصل اين پارچه پرزدار، مخمل نيست.اين نوع  شبه مخمل توسط يک دستگاه الکتروستات انجام مي‌شود و بجاي اينکه الياف به‌دور نخ‌هاي تار بسته ويا پيچيده شوند، روي سطح پارچه پاشيده شده،کنار هم قرار مي‌گيرند و به کمک يک پرنسيب بسيار ساده الکتريسيته ساکن (خاصيت پولکها) نظم و ترتيب زيبايي به خود مي‌گيرند، که در نتيجه سطح پارچه از يک قشر الياف ايستاده رنگي پوشيده شده و به صورت بهترين مخمل‌ها تجلي مي‌كند. در اين روش مي توان علاوه بر مخمل ساده ،مخمل گلدار يا گل برجسته نيز توليد کرد.با کمک اين روش ، مي توان روي هر جسم وياهرسطح تخت يا کروي با جنسيت هاي متفاوت اعم از پارچه ،فيبر،مقوا ،تخته،حلبي را با الياف مخصوص فلوک پوشانده و يک سطح مخملي ايجاد نمود.

* مخمل شانل : اين کالا نيز به نام مخمل مزين شده‌استدرصورتي که بافت خاصي شبيه به مخمل ندارد. ويژگي مخملي شدن اين منسوج، در نوع نخ مورد استفاده در بافت آن است. در هنگام توليد نخ، با کمک الياف خاصي روي آن پرزهايي مخمل گونه مي‌تابند، اين نوع نخ با بافت ساده توليد منسوجي مخمل مانند را مي‌كند.  البته از نظر زيبايي و افکت، جلوه‌اي زيبا دارد ولي نميتواند با مخمل در دوام و سايش رقابت کند.

 

رنگرزي مخمل تاري پودي

رنگرزي مخمل با الياف پنبه، ابريشم و ويسکوز، شرايط رنگرزي الياف طبيعي را دارد و معمولا با رنگ‌هاي راکتيو و خمي طبق رنگرزي منسوجات مختلف انجام مي‌شود.

رنگرزي مخمل بسته به نوع وجنس الياف آن متفاوت است، همچنين مي‌تواند در مراحل مختلف توليد، رنگرزي انجام شود. رنگرزي مخمل با الياف پلي استر درجه حرارت ۸۵ الي ۱۳۰درجه و با رنگهاي ديسپرس صورت مي‌گيرد. در اين دما ساختمان مولکولي منفصل مي‌شود و رنگ وارد ساختمان مولکولي شده، کم‌کم حرارت پايين مي‌آيد و رنگ داخل مولکول قفل مي‌شود. رنگرزي مخمل با الياف خاب اکريليک، بصورت بازي انجام شده و در حالت رول صورت مي‌گيرد؛ البته مي‌توان اکريليک را با رنگزاهاي طبيعي نيز رنگرزي کرد، رنگرزي اکريليک با رنگينه هاي طبيعي اسپرک، قرمزدانه و پوست گردو در حضور دندانه‌هاي زاج سفيد و دي کرومات‌پتاسيم به روش‌هاي پيش دندانه، همزمان و پس دندانه و ميزان رمق کشي و جذب رنگ و خواص ثباتي اين رنگينه‌ها مي‌باشد. بدليل آسيب پذير بودن پارچه مخمل ماشين آلات رنگرزي آن نيز حساس‌تر انتخاب مي‌شود: معمولا عمليات رنگرزي پارچه مخمل، درماشين ژيگر يا اتوکلاو دو طرفه انجام مي‌شود.

رنگرزي در مرحله الياف

در اين مرحله الياف مختلف درتناژ بالا قابليت ترکيب و رنگ را دارند، رنگرزي در اين مرحله يکنواختي مناسبي را در تمام پارت‌ها بوجود مي‌آورد. برخي از مخمل‌ها نظير مخمل اکريليک، اغلب به سفارش مشتري در مرحله تبديل الياف به نخ، رنگ مي‌شوند؛ درتوليد، مخمل‌هاي تاري‌ پودي مي‌توانند چنين رنگ پذيري‌اي داشته باشند. در رنگرزي منسوجات پلي‌استر، معمولا  نايکنواختي پيش مي آيد. بالا بردن حرارت در هنگام رنگرزي پلي استر، بايد به تدريج با شدت جهت بيشتر‌شدن، بازدهي و يکنواختي ، بهتر است در مرحله الياف رنگرزي صورت بگيرد.

رنگرزي در مرحله نخ

بعد از توليد نخ نيز ميتوان آن را رنگ کرد، در چنين حالتي معمولا رنگرزي در دستگاه کندايي انجام مي‌شود. روش رنگرزي نخ بر روي بوبين بدين صورت است که ابتدا نخ، شل پيچ مي‌شود ،برروي اين دوک‌ها توري خاص قرار مي‌گيرد تارنگ اجازه پيدا کند از لابلاي دوک‌هاي شل‌شده رد شود؛ مثل اتو کلاو از دوطرف، رنگ پمپ مي‌شود.

در رنگرزي مخمل از اين روش هم بسيار استفاده مي‌شود. چون مخمل از سه بخش تار، پود و خاب تشکيل شده‌است، ميتوان هرکدام از اين سه بخش را در اين مرحله يعني مرحله نخ قبل از بافت، رنگ کرد.

يکي از مشخصه‌هاي مخمل تاري پودي در شرکت مخمل کاشان به روش پلوش يا ونوس در قديم اين بود که تمام نخ‌هاي تار و پود را به رنگ صورتي مايل به کرم رنگ مي‌کردند ولي نخ خاب متغير و الوان رنگ مي‌شد.

رنگرزي در مرحله پارچه

برخي از مخمل هايي که در بخشهاي مختلف خود الياف يکسان دارند و يا اينکه همرنگ شدن تار و پود و خاب مهم است، در مرحله پس از بافت، عمليات رنگرزي بر روي آنها انجام مي‌شود. بطور کلي مخمل نيز مانند ساير منسوجات متناسب با جنس ليف خود رنگ‌پذير مي‌شود؛ الياف طبيعي متناسب با آب دوست بودن و الياف غير طبيعي متناسب با آب گريز بودن.

تکميل

پس از انجام رنگرزي، مراحل تکميل متناسب با جنس مخمل انجام مي‌شود. الياف پلي استر پس از براشينگ و گلس مرتب مي‌شوند وحتي مي‌توانند در اين مرحله با کمک امباس يا چاپ نقش دار شوند. در مرحله تکميل، الياف اکريليک براشينگ انجام مي‌شود.

 

نتيجه گيري

بافت مخمل و ابتکار نوع آوري در توليد انواع آن، از نشانه هاي توانمند بودن صنعت نساجي است و با خود، هنر يک جامعه اصيل را به نمايش مي‌گذارد. شايد در طي دوره‌هاي مختلف با ظهور تکنولوژي هاي جديد ،تغييراتي در نحوه توليد و رنگرزي آن بوجود آمده است ولي مخمل همچنان نماد تجمل و لوکس بودن است.

امروزه صنايع نساجي با استفاده از تجربيات گذشتگان و تکنولوزي روزمي‌تواند نمونه هايي از اين سمبل اصالت را توليد کرده و از زيبايي و ارزش افزوده آن سود ببرد.

منابع

سيامک صالحي، «کارشناس ارشد رنگرزي و تکميل نساجي

سهيلا کريم،کارشناس رنگرزي حرير و مخمل

حميد مومنيان دکتراي شيمي نساجي،استاد دانشگاه

بخش رنگرزي ،آزمايشگاه کارخانجات مخمل و ابريشم کاشان

حسين علي سليماني اشرفي کارشناس ارشد در زمينه بافت و تکميل مخمل

 

صمد نعمت اللهي،طراحي پارچه،مخمل بافي،۱۳۸۶

  1. www.iranantiq.com
  2. www.Wikipedia.com
  3. www.yjc.ir
  4. www.textiledb.

 

ممکن است شما دوست داشته باشید بیشتر از نویسنده

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.